خرید بک لینک
نگران نباش فقط زخمی شدم جمعه سیاه در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «نگران نباش فقط زخمی شدم جمعه سیاه» را می‌خوانید. سلام امیدوارم حالت خوب باشه و پیگیر اخبار باشی من و پسرم رفته بودیم نماز جمعه . اصلا نمیدونم چی شد فقط احساس کردم پام داره میسوزه . پسرم زیر گریه زد گفت بابا تی پوچ حونی بوتگنت پام تیر خورد . بیهوش شدم از بس خون ازم رفت . خداروشکر پسر همسایه مون اونجا بود و زنگ زد به داداشم و بابام و اومدن منو پسرم رو جمع کردن اولش تو بیمارستان خاتم خوب بود همه چیز و رسیدگی میکردن اما بابام

برچسب: نویسنده: ماهان خلیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 5:35

دیسک کمر در این مطلب، جزئیات مربوط به «دیسک کمر» ارائه شده است. سلام و عرض ادب فقط خواستم بگم که الآن پونزدهم ماه رمضونه من دو ماهه دقیق بخاطر درد کمر افتادم خونه رفتم دکتر و ام آر آی گرفتم که متاسفانه دوتا از مهره های کمرم خراب شدن یعنی باید عمل کنم و تو کمرم پلاتین بذارم الآن اصلا نمیتونم راه برم حتی تا سرویس بهداشتی قراره ایشالا بعد رمضون برم گرگان یه دکتر خوب هست اونجا عمل کنم کل نخاعم درگیره و خیلی وضعم خرابه دکتره زاهدان گفت اگه یکم دیگه بخودت فشار نخاعت قطع میشه فقط میخام ازت بخوام تو ای

برچسب: نویسنده: ماهان خلیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 5:35

. . . در این مطلب، جزئیات مربوط به «. . .» ارائه شده است. سلام خدا لعنتت کنه نیم بشکه که خیلی دلم واست تنگ شده بقرآن خیلی دلم واست تنگ شده . واسه صدات واسه خنده هات واسه احمدی جون گفتنات واسه همه و همه چی بخدا نمیدونی چه حالی دارم نمیدونم چرا و چجوری اما یکی دوتا عکس ازت تو یکی از فضاهای ابری دیتابیس های اینترنتم داشتم که وقتی دیدمشون اشکم اومد و انگار خدا دنیارو بهم داده با عکسات میحرفم گلایه میکنم خشم میکنم واست دلداریت میدم درد دل میکنم باهات گریه میکنم و میخندم و کلی واسه خودم لذت میبرم یکم

برچسب: نویسنده: ماهان خلیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 5:35

سلام در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «سلام» را می‌خوانید. سلام امیدوارم حالت خوب باشه راستشو بخایی بخدا نگرانم ازت بیخبرم نه میدونم زنده ای نه مرده و ن هیچی لطفا یه خبر از خودت بده . تو قسمت نظرات یه نقطه خالی یا یه چرت و پرتی بذار تا حداقل بدونم زنده ای و از نگرانی در بیام بخدا نه بهت کاری دارم ن ازت شماره میخام نه میخام برگردی و نه هیچی فقط نگرانم و میدونم دوتامون زندگی خودمون رو داریم و بچه هامون بزرگ شدن . دخترت شده کلاس هفتم یا شایدم ششم لطفا خبر بده و از این برزخ در بیار منو

برچسب: نویسنده: ماهان خلیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 5:35

واسه تنها حبیبه ی دلم آنچه تاکنون درباره «واسه تنها حبیبه ی دلم» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم. نمی‌دونم از کجا شروع کنم…از اون تماس اشتباهی که دنیا رو برام درست کرد، یا از اون شب که لباس بلوچی‌تو پوشیده بودی و عطر "مسک السرور" همه‌جا پخش بود،و من؟من فقط نگات می‌کردم، انگار یه عمر بود فقط برای دیدن تو زنده بودم…حبیبه‌جون…من هنوزم همون احمدیم… همونی که کنار تو لبخندش واقعی بود، همونی که وقتی گفتی "میمیرم اگه ازم جدا شی"، فقط نگاهت کرد و گفت: "منم می‌میرم…"تو رفتی، زندگی‌ت رو ساختی، بچ

برچسب: نویسنده: ماهان خلیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 5:35

صفحه بندی